من خدا را دارم
سودای دلم قسمت هر بی سروپا نیست


عشق دروغین

روزگاريست همه عضو بدن مي خواهند

همه از دوست فقط چشم و دهن مي خواهند

ديو هستند ولي مثل پري مي پوشند

گرگ هايي كه لباس پدري مي پوشند

آنچه ديدند به مقياس نظر مي سنجند

عشق ها را همه با دور كمر مي سنجند

خوب طبيعيست كه يكروزه به پايان برسد

عشق هايي كه سر پيچ خيابان برسد



دوشنبه 29 مهر 1392

| ارسال نظر(0)
 

post

من از زندگی تو هوات خستم       ، ازت خستم و باز وابستم

نگو ما کجاییم که شب بین ماست ، خودم هم نمیدونم اینجا کجاست

بیا با هوای دلم سر نکن ، بهت راست میگم تو باورنکن

از این فاصله سهممو کم نکن ، بهت خیره میشم نگاهم نکن

تو رنجیدی و دل ندادم بری ،  خودم رو فراموش کردم تو یادم بری

تو یادم بری ، زندگیم سرد شه ، یه روز این پسر بچه هم مردشه

ولی هر شب از خواب من رد شدی ، به هر راهی رفتم تو مقصد شدی

درست لحظه ای که ازت میبرم ،  تحمل ندارم شکست میخورم

نمیشه تو این خونه پنهون بشم ،  بهم سخت میگیری آسون بشم

اگه پای من جاده رو برنگشت ،  فراموش کن بین ما چی گذشت

من از زندگی تو هوات خستم ، ازت خستم و باز وابستم

نگو ما کجاییم که شب بین ماست ، خودم هم نمیدونم اینجا کجاست!

بیا با هوای دلم سر نکن ، بهت راست میگم تو باورنکن

از این فاصله سهممو کم نکن ، بهت خیره میشم نگاهم نکن



جمعه 05 مهر 1392

| ارسال نظر(0)
 

جنگل مرگ

چه صدائیست که پیچیده در این جنگل مرگ ؟

چه کسی تیشه بر این شاخه ی افتاده زمین می کوبد؟

این تبر مال تو نیست؟

دستها ازآن تو نیست ؟

تو چه محکم و چه کاری و چه با عشق و علاقه!

به من شاخه ی افتاده ی خشکیده تبر می کوبی!

آی آرام بزن می شکند عمق سکوت

وای آرام بزن تا نکنم آه تو را!

جمع کن هر چه شکستی؛

دل من هیزم خوبی شداست !!!

آتشی بردل من زن که ببینی؛

عشق هم می سوزد ! خوب هم می سوزد

***



یکشنبه 17 شهریور 1392

| ارسال نظر(1)
 

مرا یاد تو می اندازد...


هر چه زیباست مرا یاد تو می اندازد


آن که بیناست مرا یاد تو می اندازد

 


تو که نزدیک تر از من به منی می دانی



دل که شیداست مرا یاد تو می اندازد



هر زمان نغمه ی عشقی است که من می شنوم



از تو گویاست ، مرا یاد تو می اندازد



دیگران هر چه بخواهند بگویند که عشق



بی کم و کاست مرا یاد تو می اندازد



ساعتی نیست فراموش کنم یاد تو را



غم که با ماست مرا یاد تو می اندازد



سه‌شنبه 22 مرداد 1392

| ارسال نظر(1)
 

post

آری تو راست می گویی، آسمان مال من است،

پنجره، فكر، هوا، عشق، زمین، مال من است.

اما سهراب، تو قضاوت كن، بر دل سنگ زمین جای من است؟

من نمی دانم چرا این مردم، دانه های دلشان پیدا نیست.

صبر كن ای سهراب... قایقت جا دارد؟

من هم از همهمه ی داغ زمین دلگیرم.

به سراغ من اگر می آیید، تند و آهسته چه فرقی دارد؟ تو هرجور دلت خواست بیا!

مثل سهراب دگر جنس تنهایی من چینی نیست كه ترك بردارد.

مثل مرمر شده است چینی نازك تنهایی من...

 



چهارشنبه 02 مرداد 1392

| ارسال نظر(1)
 

دستامو محکم تر بگیر...

  امشب دوباره اومدی تا رویاهام رنگی بشه

شاید همین خواب عمیق پایان دلتنگی بشه

امشب دوباره اومدی تا خوابمو رنگی کنی
تا چشمای مغرورمو درگیر بی صبری کنی

دارم نگاهت میکنم داری ازم دل می بری
چشم برنمیدارم ازت تو از همه زیباتری

حالا که قسمت دوریه با رویاهات سر می کنم
دستامو محکم تر بگیر دستاتو باور می کنم

حالا که قسمت دوریه با رویاهات سر می کنم
دستامو محکم تر بگیر دستاتو باور می کنم

با رویاهات سر میکنم...

برای دلبستن به تو دل کنده بودم از همه
چشمامو رو هم میزارم هرچی ببینمت کمه

امشب دوباره اومدی تا حالمو بهتر کنی
تا خوابمو لبریز یاس تا بغضمو پرپر کنی

حالا که قسمت دوریه با رویاهات سر می کنم
دستامو محکم تر بگیر دستاتو باور می کنم

حالا که قسمت دوریه با رویاهات سر می کنم
دستامو محکم تر بگیر دستاتو باور می کنم

با رویاهات سر می کنم...



چهارشنبه 15 خرداد 1392

| ارسال نظر(0)
 

تومرا باز رساندی به یقینم کافیست...

دل خوشم با غزلی تازه همینم کافی ست

تو مرا باز رساندی به یقینم کافی ست

قانعم،بیشتر از این چه بخواهم از تو

گاه گاهی که کنارت بنشینم کافی ست

گله ای نیست من و فاصله ها همزادیم

گاهی از دور تو را خوب ببینم کافی ست

آسمانی! تو در آن گستره خورشیدی کن

من همین قدر که گرم است زمینم کافی ست

من همین قدر که با حال و هوایت گهگاه

برگی از باغچه ی شعر بچینم کافی ست

فکر کردن به تو یعنی غزلی شور انگیز

که همین شوق مرا، خوب ترینم! کافی ست ...



پنج‌شنبه 02 خرداد 1392

| ارسال نظر(1)
 

post

شبیه قطره بارانی که آهن را نمی فهمد
دلم فرق رفیق و فرق دشمن را نمی فهمد

نگاهی شیشه ای دارم به سنگ مردمک هایت
الفبای دلت معنای «نشکن!» را نمی فهمد

هزاران بار دیگر هم بگویی: «دوستت دارم»
کسی معنای این حرف مبرهن را نمی فهمد

من ابراهیم عشقم، مردم اسماعیل دلهاشان
محبت مانده شمشیری که گردن را نمی فهمد

چراغ چشمهایت را برایم پست کن دیگر
نگاهم فرق شب با روز روشن را نمی فهمد

دلم خون است تا حدی که وقتی از تو می گویم
فقط یک روح سرشارم که این تن را نمی فهمد

برای خویش دنیایی شبیه آرزو دارم
کسی من را نمی فهمد... کسی من را نمی فهمد

 

 

 



یکشنبه 15 اردیبهشت 1392

| ارسال نظر(2)
 

post

هم دعا کن گره از کار تو بگشاید عشق


هم دعا کن گره تازه نیافزاید عشق
.
قایقی در طلب موج به دریا پیوست


باید از مرگ نترسید ، اگر باید عشق
.
عاقبت راز دلم را به لبانش گفتم


شاید این بوسه به نفرت برسد ، شاید عشق
.
شمع روشن شد و پروانه در آتش گل کرد


می توان سوخت اگر امر بفرماید عشق
.
پیله رنج من ، ابریشم پیراهن شد


شمع حق داشت ، به پروانه نمی آید عشق !

 



شنبه 07 اردیبهشت 1392

| ارسال نظر(1)
 

زندگی


زندگي با همه وسعت خويش محفل ساكت غم خوردن نيست!

حاصلش تن به قضا دادن و افسردن نيست!

اضطراب وهوس ديدن و ناديدن نيست!

زندگي خوردن و خوابيدن نيست!

زندگي جنبش جاري شدن است!

 
زندگي کوشش و راهي شدن است از تماشاگه آغازحيات تا به جايي كه خدامي داند.

 
زندگي چون گل سرخي است پر از خار و پر از برگ و پر از عطر لطيف، يادمان باشد اگر گل چيديم،عطر و 

برگ و گل و خار، همه همسايه ی ديواربه ديوار همند. 

 



پنج‌شنبه 05 اردیبهشت 1392

| ارسال نظر(1)
 


بی شک جهان را به عشق کسی آفریده اند چون من که آفریده ام از عشق جهانی برای تو
mobina.goodarzi@yahoo.com
نازترین عکسهای ایرانی

 

 

 

مهر 1392
شهریور 1392
مرداد 1392
تیر 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391

 

عشق دروغین
post
جنگل مرگ
مرا یاد تو می اندازد...
post
دستامو محکم تر بگیر...
تومرا باز رساندی به یقینم کافیست...
post
post
زندگی

 


 

 

RSS 2.0

فال حافظ

قالب های نازترین

جوک و اس ام اس

جدید ترین سایت عکس

زیباترین سایت ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

بهترین سرویس وبلاگ دهی

 

.: Weblog Themes By www.NazTarin.Com :.


--->
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران