من خدا را دارم
سودای دلم قسمت هر بی سروپا نیست


درد مشترک

من و تو توی این دنیا یه درد مشترک داریم

دوتامون خسته ی دردیم، رو قلبامون ترک داریم

من و تو کوه دردیم و یه گوشه زخمی افتادیم

داریم جون میکنیم انگار رو زخمامون نمک داریم

تمومه زندگیمون سوخت، تمومه لحظه هامون مرد

هوای عاشقیمونو هوای بی کسیمون برد

من و تو مال هم بودیم، من و تو جون هم بودیم

خوره افتاد به جونمون، تمومه جونمونو خورد

من و تو توی این دنیا اسیر دست تقدیریم

همش دلهره داریمو با این زندگی درگیریم

نفس که میکشیم انگار دارن شکنجمون میدن

داریم آهسته آهسته تو این تنهایی میمیریم

شدیم مثله یه دیواری که کم کم داره میریزه

هوای خونمون سرده مثل غروبه پاییزه

تقاص چیو ما داریم به کی واسه چی پس میدیم

آخه واسه ما این روزا  چرا اینقدر غم انگیزه

من و تو توی این دنیا یه درد مشترک داریم

دوتامون خسته ی دردیم، رو قلبامون ترک داریم

من و تو کوه دردیم و یه گوشه زخمی افتادیم

داریم جون میکنیم انگار رو زخمامون نمک داریم



 

post



 

post


درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند
معنی کور شدن را گره ها می فهمند

سخت بالا بروی ، ساده بیایی پایین
قصه تلخ مرا سُرسُره ها می فهمند

یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن
چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند

آنچه از رفتنت آمد به سرم را فردا
مردم از خواندن این تذکره ها می فهمند

نه نفهمید کسی منزلت شمس مرا
قرن ها بعد در آن کنگره ها می فهمند



 

چون میگذرد غمی نیست

دیدی که سخت نیست...
    تنها بدون من...!؟
     دیدی صبح می شود...

شب ها بدون من...

این نبض زندگی٬

بی وقفه می زند...

فرقی نمی کند٬با من ... بدون من!

دیروز گر چه سخت،

امروز هم گذشت..!

طوری نمی شود...

فردا ... بدون من!



 

من می توانم بی تو هم خوشبخت باشم

از فکر من بگذر

 خیالت تخت باشد

"من" می تواند بی تو هم خوشبخت باشد

این من که با هر ضربه ای از پا در آمد

تصمیم دارد بعد از این سر سخت باشد

تصمیم دارد با خودش با کم بسازد

تصمیم دارد هم بسوزد هم بسازد

هرچند دشوار است باید پابگیرم

تا انتقامم را ازاین دنیا بگیرم

من خسته ام دیوانه ام آزارکافی ست

راهی ندارم پیش رو دیوار کافی ست

جز دردها سهمم نبود از با تو بودن

لطفا برو دست از سرم بردار کافی ست

لج می کند جسمت بگوید زنده هستی

وقتی برایم مرده ای انکارکافی ست


 

post

 

 

من نه عاشق هستم


ونه محتاج نگاهی که بلغزد بر من


من خودم هستم و تنهایی یک حس غریب


که به صد عشق و هوس می ارزد


من خودم هستم و یک دنیا ذکر


که درونم لبریز


شده از شعر حقیقت جویی



من خودم هستم و هم زیبایم


من خودم هستم و پا بر جایم


من دلم می خواهد


ساعتی غرق درونم باشم


عاری از عاطفه ها


تهی از موج سراب


دورتر از رفقا


خالی از هرچه فِراق


من نه عاشق هستم


نه حزین ِ غم ِ تنهایی ها


من نه عاشق هستم


ونه محتاج نوازش یا مهر

من دلم تنگ خودم گشته و بس


مَنِشینید کنارم


پیِ دلجویی و خوش گفتاری


که دلم از سخنان غم و شادی پر شد

من نه عاشق هستم


ونه محتاج ِ عشق


من خودم هستم و مِی


با دلم هستم و هم سازیِ نِی


مستی ام را نپرانید به یک جمله....«هی!»

 



 


بی شک جهان را به عشق کسی آفریده اند چون من که آفریده ام از عشق جهانی برای تو
mobina.goodarzi@yahoo.com
نازترین عکسهای ایرانی

 

 

 

مهر 1392
شهریور 1392
مرداد 1392
تیر 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391

 

عشق دروغین
post
جنگل مرگ
مرا یاد تو می اندازد...
post
دستامو محکم تر بگیر...
تومرا باز رساندی به یقینم کافیست...
post
post
زندگی

 


 

 

RSS 2.0

فال حافظ

قالب های نازترین

جوک و اس ام اس

جدید ترین سایت عکس

زیباترین سایت ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

بهترین سرویس وبلاگ دهی

 

.: Weblog Themes By www.NazTarin.Com :.


--->
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران